محمد تقي جعفري
257
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
شاه با دلقك همى شطرنج باخت مات كردش زود خشم شه بتاخت گفت شه شه و ان شه كبر آورش يك يك آن شطرنج مىزد بر سرش كه بگير اينك شهت اى قلتبان صبر كرد و گفت دلقك الامان دست ديگر باختن فرمود مير او چنان لرزان كه عور از زمهرير باخت دست ديگر و شه مات شد وقت شه شه گفتن و ميقات شد برجهيد آن دلقك و در كنج رفت شش نمد بر خود فكند از بيم تفت زير بالشها و زير شش نمد خفت پنهان تا ز خشم شه رهد گفت شه هى هى چه كردى چيست اين گفت شه شه ، شه شه ، اى شاه گزين كى توان حقّ گفت جز زير لحاف با چو تو خشم آور آتش سجاف اى تو مات و من ز زخم شاه مات مىزنم شه شه ز زير رختهات گاهى اضطرابات و تشويشهاى حاكم بر فضاى محيط و اجتماع ، توانائى طرح سؤال را از سؤال كنندگان حقّ جو و قدرت پاسخ را از انسانهاى شايستهء پاسخگوئى سلب مىنمايد . امير المؤمنين عليه السّلام در اين مورد مىفرمايد : و لو قد فقدتمونى و نزلت بكم كرائه الأمور و حوازب الخطوب لأطرق كثير من السّائلين و فشل كثير من المسئولين . ( 1 ) و اگر مرا گم كرديد [ يعنى رخت از ميان شما بربستم ] و امور ناگوار و ناخواسته بر شما فرود آمدند و شديدترين حوادث بر سر شما تاختن گرفتند ، عدّهء فراوانى از سؤال كنندگان سر به پائين خواهند انداخت و جمع كثيرى از مسئولين در پاسخ سؤالها شكست خواهند خورد ) . 33 ، 38 - و لا تنقادوا لأهوائكم ، فإنّ النّازل بهذا المنزل نازل بشفا جرف هار ، ينقل الرّدى على ظهره من موضع إلى موضع لرأى يحدثه بعد رأى يريد أن يلصق ما لا يلتصق و يقرّب ما لا يتقارب
--> ( 1 ) خطبهء 93 .